امروز يه دسته گل تو Lab به آب دادم. کامپيوترم دود کرد و يه چيزيش سوخت(جای پويا خالی) و ديگه روشن نشد. فقط شانس آوردم که Fire Alarm سر و صدا نکرد. ميل زدم به يکی که بيان درستش کنن. يارو دهن منو صاف کرد. ۲ ساعت پشت سر هم با يه لهجه مزخرف( يعنی لهجه ای که من نمی فهمم) مخ منو خورده. خلاصه دهنم صاف شد تا به اين موجود خنگ فهموندم که مشکل کامپيوترم چيه. آخرش هم درست نشد.

  

  
نویسنده : roozbeh ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٢
تگ ها :