اينجا وقتی تو خوابگاه يه چيزی خراب ميشه بايد يه فرم ان لاين سابميت کرد که تا ۲۴ ساعت بيان درستش کنن (تکنولوژی). من هم شير حمومم خراب شده بود، اون فرم رو سابميت کردم. روز بعدش هم رفتم خونه ی حميد رضا اينا. يه مغازه ای هست نزديکشون که گوشت حلال می فروشه و من يه مقدار گوشت چرخ کرده خريدم و آوردم خوابگاه. با دستکش يکبار مصرف، گوشتارو چند قسمت کردم. و کيسه گوشتا و اون دستکشارو که کلی خونی و گوشتی بود ريختم تو سطل آشغال.

ساعت ۳-۴ بعد از ظهر بود که يکی از اين چينی ژاپنی ها  اومد که تعمير کنه. تا وارد اتاق من بشين اولين چيزی که جلب توجه می کنه سطل آشغاله. اون بنده خدا هم تا اومد تو اتاق، سطل آشغال و اون کيسه های خونی رو ديد. يه لحظه جا خورد. اما بعدش فکر کنم قيافه ی منو که ديد خيالش راحت شد.

  
نویسنده : roozbeh ; ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :