کلاسی که امروز داشتيم، استاده يه خانمی رو دعوت کرده بود که بياد lecture بده. يارو با سرعت ۲۰ کلمه در ثانيه حرف می زد بدون اينکه حتی يک کلمه رو جابجا بگه. تو اين يک ساعتی که حرف زد فقط موقعی که می خواست کافی بخوره ساکت بود. قيافه ی استاده داد می زد که عجب غلطی کردم اينو آوردم. الان هم مخم داره سوت می کشه.

امروز صبح هم يه بارون وحشتناکی باريد. با اينکه چتر داشتم ولی سر تا پام (منهای پس کلم) خيس شد. تازه ميگن اين هيچی نيست.

  
نویسنده : roozbeh ; ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٢
تگ ها :