ساعت ۲ يکی زنگ زد و گفت که از همون شرکته که مال تلويزيون و ايناست اومدم، درو براش باز کردم و سريع لباس پوشيدم که برم پايين تا اومدم سوار آسانسور بشم، اون يارو می خواست از آسانسور بياد بيرون. آنچنان بهم خورديم که يارو نزديک بود بخوره زمين(البته من که تکون نخوردم، هيکل خفن و اينا) بعدش رفتم در اتاقمو باز کردم فکر کردم يارو می خواد کابل تو اتاق رو هم چک کنه. در ضمن از بس حول شده بودم تا اين لحظه يک کلمه حرفم با يارو نزده بودم. بعد يارو اومد تو اتاقو، اتاق من هم بهم ريخته. کلی کاغذ اين ور اون ور ريخته بود و تخت نامرتب و لباس کثيفا اين ور اون ور، سطل آشغال وسط اتاق، ناهار هم کالباس خورده بودم، بوی سير پيچيده بود تو اتاق. بنده خدا اون پسره کف کرده بود وقتی اين صحنه رو ديد اصلا يادش رفته بود برای چی اومده. خلاصه بعد از کمی مکث، گفت که بايد n دلار بدی. تا پولو بهش دادم، فرار کرد.

اما هنوز تلويزيونم نيومده، مرتيکه ها گفته بودن shipping ش مجانيه اما تو سايتشونو که ديدم نوشته بود حول و حوش ۱۰۰ دلار بايد پول بدم. گول خورده بيدم.  اين مهرانه هم بد جوری تبليغ می کرد که shippingesh مجانيه. فکر کنم نصف پول پست ميره به حساب مهران.  

  
نویسنده : roozbeh ; ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٢
تگ ها :