تا حالا با يه دختر غريبه اونم به زبون انگليسی دعوا نکرده بودم. رفته بودم سايت graduate های دانشکده ولی رمز در رو بلد نبودم. يه دختر چينی آشغال تو سايت نشسته بود ولی هر چی در می زدم  درو باز نمی کرد. من هم لج کردم ۱۰ دقيقه پشت سر هم در زدم. اومد و درو باز کرد، آنچنان دعوايی باهاش کردم که يکی از دعواهای بی سابقه تو عمرم حساب ميشه. اينقدر خوب انگليسی حرف زدم که خودم کف کرده بودم نمی دونستم اين کلمه ها رو از کجام ميارم. حيف که فحش خواهر مادر انگليسی بلد نيستم وگرنه بهش می گفتم. اگر من جای هيتلر بودم، چينيها رو می سوزوندم.

  
نویسنده : roozbeh ; ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٢
تگ ها :