- چند روز پیش جشن فارغ التحصیلی بود که برای من جز یکی از خسته کننده ترین مراسمها حساب میشه. توی اون لباسهای گرم با کفش ناراحت باید به مزخرفات چند نفر گوش بدین. مخصوصا وقتی که سخنران فکر می کنه که داره یک سخنرانی به یاد ماندنی برای ما می کنه و از منبر نمیاد پایین. البته خوشبختانه فارغ التحصیلهای تابستون کم بودن و اسمها رو سریع خوندن و دو ساعته مراسم رو تموم کردن. اگر سیاهها نبودن دیگه خیلی خسته کننده میشد. چون کافی بود که اسم یکی از سیاهها رو بخونن که بره روی سن. دوست و فامیلاش اونقدر جیغ و داد می کردن و چرت و پرت می گفتن که کل سالن می زدن زیر خنده.

- آخرین باری که شانس آوردم این بود که n سال پیش توی یک قرعه کشی ipod برنده شدم و بعد از اون کلا روی دور بدشانسی بودم. احساس می کنم که شانسم برای چند سال آینده هم تموم شد چون رفته بودم starbucks که یکی از این smoothie های جدیدشون رو بخرم اما تموم کرده بودن و یارو ٢ تا کوپن داد که دفعه ی بعد مجانی بهم بدن نیشخند. احتمالا تا چند سالی دیگه شانس تعطیله. کلا هم شانس من توی ipod و smoothie و این جور چیزا خلاصه میشه.

- حدودا یک ماه آخری که آتلانتا هستم رو میرم خونه ی یکی از بچه ها که رفته ایران یا به عبارت صحیحتر مونده ایران (چون بهش ویزا ندادن که برگرده). یکی از نگرانیهام این بود که کسی که الان تو خونشه تمیز باشه. بعدا که فهمیدم دختره یه مقدار خیالم راحت شد چون طبق داده های آماری دخترها معمولا تمیزترن. البته بعدش یکی از بچه ها گفت دختره هندیه. دیگه فهمیدم توی مستاجر قبلی هم شانس نداریم. البته یکی از بچه ها که خونه ش نزدیکه گفت که یک سری ادویه توی خونه بوده که دختره آورده داده بهش و گفته که اینا بو میدن. هندیی که با بوی ادویه مشکل داشته باشه خیلی باحاله. خلاصه امیدواریم که خونه رو به گند نکشیده باشه.

/ 2 نظر / 9 بازدید
مریم

روزبه بدجنس ! قبلنا که می گفتی دخترا کثیفن و رنکشون از 3 شروع میشه. حالا چی شده که ایوالو شدی ؟ در ضمن ما منتظریم که تو بیای ونکوور تو این مدته!

روزبه

چرا تشویش اذهان عمومی می کنی :))) من همیشه گفتم میانگین رنک دخترها بهتره.