- بالاخره این ترم تموم شد. توی این دو هفته ی آخر حدود ۱۰۰ صفحه گزارش نوشتم، یک ساعت و نیم پرزنت کردم و به همراه همگروهیها حدود ۱۰۰۰ خط کد نوشتم. فکر کنم کل دوران فوق لیسانسم اینقدر کار نکرده بودم. اگر استاد گرامی اجازه بده از دو روز دیگه سفرهای استانیم به استانهای شرق آمریکا رو شروع می کنم و به قول مهدی مطالبات طرفدارها رو بررسی می کنم.

- این سریال عید رضا عطاران هم باحال بود. کلی تابوشکنی کرده بود. خاروندن باسن به هنگام اردنگی خوردن، عوض کردن لباس مرد در حضور همسر، فحش دادن به بازیگرهای زن فیلم(فمینیستهای عزیزلطفا خودتونو کنترل کنید)، به گند کشیدن یه سری از کلیشه های بقیه ی فیلمها، به کار بردن اصطلاحهای ضایع و .... و از همه مهمتر اولین فیلمی بود که من می دیدم و رضا شفیعی جم نقش آدم بازی می کرد.

- پرگلک جان گفته بودی که ۵ آرزوم رو اینجا بنویسم. متاسفانه مدتیه که آرزو ندارم و به پوچی رسیدم.

- این تابستون همه ی بچه های لبمون میرن اینترنشیپ مایکروسافت و ناسا و ... و فقط من و یکی دیگه از بچه ها میمونیم که اونم داره فارغ التحصیل میشه و من تنهایی باید توی لب غاز بچرونم. 20.gifاستادا هم که چون کسی رو پیدا نمی کنن تو لب، همه ی فشارشون رو رو من میذارن.

/ 3 نظر / 3 بازدید
Payam

kojaasho mikhaaroond?

جیثم

عوضش میتونی بعد از فشار تو لب لباست رو عوض کنی و محل فشار رو بخوارونی !

Pouya

به نظر میرسه که که حسابی لاغر کردی ! راستی لینوکست چطوره ؟:))