- یکی از رسومات دانشگاهمون که ازش خبر نداشتیم اینه که هر ترم چهارشنبه ی هفته ای که امتحانهای پایانترم برگزار میشه، دانشجویان عزیز لخت میشن و در صفوف بهم پیوسته میرن تو خیابون میدون که از آرمانهای دانشگاهمون دفاع کنن. عکسش رو می تونین ببینین.

- این چند روز یک مهمون از کانادا داریم که به شدت پایه ی کبابه. دوست همخونه ایه و من کشفش نکرده بودم. روز اول بهش گفتم بریم کباب بخوریم و کاملا ok بود. روز دوم گفتم احتمالا اگه بهش بگم دیگه نمیاد. اما باز هم موافق بود. روز سوم گفتم عمرا دیگه نمیاد. اما باز هم در کمال تعجب موافق بود. خلاصه بدجوری پایه ست و دارم جاهای جدید رو کشف می کنم. بعد از تعطیلات احتمالا با ٢٠ کیلو اضافه وزن مواجه خواهیم بود.

- پروژه ی یکی از درسهایی رو که چند سال پیش گرفته بودم رو گذاشتم روی هوم پیجم. قبلا فکر کنم راجع بهش نوشتم. آخر هر ترم که میشه خیل عظیمی از برادران هندی عازم هوم پیج میشن که اون رو برای پروژه ی درسشون دانلود کنن و تحویل بدن. چون کدش رو از روی هوم پیجم برداشتم، کلی ایمیل پاچه خواری میاد که dear respected sir لطفا کدتون رو برای ما بفرستید. keyword هایی هم که سرچ می کنن خیلی باحاله. مثلا دنبال project report می گردن. یعنی حتی حاضر نیستن کد رو دانلود کنن و ریپورتشو خودشون بنویسن. یه چیزی می خوان که کاملا آماده باشه. خلاصه تنها موجودات عالم که تنبل تر و پاچه خوار تر از ایرانیهان همین هندیها هستن.

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
مهدی

ایول چلوکبابیهای خوب رو گلچىن کن که فوریه اومدم می‌خوام بترکونم [نیشخند] راستی چرا دختراش لباس دارن پس؟ [سوال]

دؤن توپولو

حاجی احتمالا آخرش دیگه نمی گفته بابا این که همه اش نون بود . . . یعنی داداش رکورد تا یکی دو ماه دست خودمه . . :) دیگه هم فهمیدی کی هستم [نیشخند]