- یک کافی شاپ هست نزدیک خونمون که مخصوص ایرانیهاست و هر موقع برید اونجا انواع و اقسام ایرانیها رو می تونین ببینین: ایرانی دمپایی فروش، ایرانی سلطنت طلب، ایرانی روانی، ایرانی قمارباز و ... و همه هم در حال فضولی توی میز بغلی هستن. یکی از تفریحات سالمی که به ذهنم رسیده اینه که بریم اونجا بشینیم و از جمهوری اسلامی تعریف کنیم. در بهترین حالت فکر کنم کارمون به کتک کاری بکشه.

- چند روز پیش داشتم از مسافرت بر می گشتم توی هواپیما برای اولین بار یک جنتلمن آمریکایی هم اومد کنارم نشست و دست داد و خودش رو معرفی کرد و گفت John هستم و من هم گفتم منم Roozbeh هستم. با یک چهره ی متعجب گفت چی؟؟؟ دوباره گفتم: Roozbeh. بنده خدا دیگه تا آخر پرواز حرف نزد. یک بار هم که شانس آوردیم و یک آدم حسابی کنار ما نشست، اینطوری شد.

- اینجا یک همخونه ی مشهدی دارم که چند روز پیش رفته بود کنفرانس. وقتی برگشته بود دیدم که خلاصه ی همه ی talkها رو نوشته. بهش گفتم مگه بیکار بودی همه ی اینا رو گوش دادی؟ گفت آخه پولشو داده بودم. به نظرم مسوولین برگزاری کنفرانسها اگه مقاله ی ۴-۵ تا مشهدی و اصفهانی رو accept کنن دیگه لازم نیست کلی خرج کنن و proceeding چاپ کنن و می تونن مطمئن باشن که همه ی مقاله ها و سخنرانیها توسط اینها ثبت میشه.

/ 6 نظر / 8 بازدید
ساعت شنی

اومدم بنویسم که این نوشته‌ات مثل بقیه‌ی نوشته‌هات کلی خنده‌دار بود، که کامنت این فریبا خانم رو دیدم از احساسات دات کام و زبونم بند اومد! ما باید همه از این فرصت کم نظیر استفاده کنیم و به طور رایگان صدامون رو به گوش عشقمون برسونیم D: فکر کنم سوژه‌ی پست بعدیت هم جور شد. راستی سال نو هم مبارک!

رضا

این آخریش خدا بود :)

زهرا

Roozbex jaaaan, inka dare shooloogh mishe ha;) hala havaset bashe vase ma inja zizad sozhe droost nakon:)

آروم

ها ها ها! خیلی باحالی!!! مخصوصا اون جمهوری اسلامی که گفتی[خنده]

یه مشدی

4تا مشدی تومملکت باشه دیگه همه چی اینجوری حروم حرج نمیشه[پلک] تازشم دیگه اسم جمهوری اسلامی که بیاد کتک کاری نمیشه جنگ جهانی راه میوفته[نیشخند]

احسان

نه بابا اگه بگی جمهوری اسلامی اتفاقا همه مثل بز موافقت میکنن، اما تا پاتو بذاری بیرون شروع میکنن که "آره این آدمه ...هاست فرستادن اینجا" و ...