توصيف اين چيزايی که تو اين يک روز ديدم:

- بزرگترين مشکل اينجا که خيلی به چشم مياد اينه که تو خيابون دختر خوشگل نيست. البته ديروز مونا باهام بود نتونستم خوب هيزی کنم، امروز برم ببينم چه خبره. ونکووريها قدر بدونن خلاصه.

- همه اينجا فرانسوی حرف ميزنن. حتی چينيها هم فرانسوی حرف می زنن. البته تعداد چينيهايی که ديدم به انگشتهای يک دست نميرسه. تابلوها هم همه فرانسوين. تو هتل ما يه دونه تابلوی exit نيست. اگه هتل آتيش بگيره و يکی فرانسوی بلد نباشه بايد بره بميره.

- همه اينجا شبيه ايرانيهان. تیپ شهر هم يه مقدار شبيه تهرانه. مخلوطی از ساختمونهای قديمی و جديد.

- رانندگی مردم اينجا هم که خيلی باحاله. چراغ عابر پياده که فرقی با کشک نداره. ماشينها هم مثل ايران قبل از اينکه چراغ سبز بشه راه ميفتن.

- McGill رو هم ديدم. دانشگاه باحالی بود. فقط مشکلش اينه که وسط خيابونه.

/ 1 نظر / 9 بازدید
mona

اهای خيلی گاوي.. بيچاره دخترای مونترال معروفن به خوشگلی... اصلا سليقه نداری تو.. برو بمير...