- چند روز پیش توی آتلانتا توفان شدیدی شده بود. چند نفر کشته شدن و الان نصف ساختمونهای داون تاون شیشه ندارن و ... البته خوشبختانه همزمان با گردباد ما توی راه North Carolina بودیم که بریم اسکی. از اونجایی که تلویزیون ایران می خواد ثابت کنه هر چی بلاست بر سر کفار نازل میشه، ۱۰ بار این خبر رو پخش می کنن. خلاصه اینکه والدین گرامی هم نگران میشن و چون تو کوه و دره هم بودیم تلفن من آنتن نمی داده نتونسته بودن سه روز متوالی من رو پیدا کنن. از مسافرت که برگشتیم خوابیدم. ساعت ۲ شب بود که دیدم یک نفر به شدت در رو می کوبه. در حالت زهره ترکیت پرسیدم کیه؟ یک صدای خشن جواب داد: پلیس. در حالیکه شوکه شده بودم داشتم به کارهای خلافی که در چند روز اخیر انجام داده بودم فکر می کردم. این پلیسهای آمریکا وقت و همسایه و این چیزا براشون مهم نیست. آنچنان شدت در کوبیدنشون زیاد بود که فکر کردم الان در کنده میشه. درو که باز کردم دیدم ۳ تا پلیس غول دم در ایستادن و یکیشون گفت: Did you call your parents?

- متاسفانه یک عادت بدی که دارم و هنوز نتونستم ترکش کنم اینه که توی لب روزنامه ورزشی زیاد می خونم. یک بار داشتم روزنامه می خوندم که یک کاری پیش اومد و مجبور شدم از پشت میزم بلند شم. وقتی برگشتم دیدم یکی از استادام داره صفحه ی لپ تاپمو نگاه می کنه و سرشو می خارونه. اگر نمیشناسید، نفر سمت راست سر مربی تیم پرسپولیس و نفر سمت چپ مدیر عامل باشگاهه.

ghotbi.png

/ 5 نظر / 9 بازدید
احسان

می گفتی روزنامه ی گی هاست در ایران

رضا

:))))))

سارا

kheili khoob bood!

Tina

[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند] ay sAye' in chi bood bAz gozAshte boodi hAlA kolli be straight boodanet shak mikone!

Tina

majid jaan zAye' na zAye'!![خجالت]