- يه مدتيه همش دعوت ميشيم اينور اونور. قراره پويا بره يه وبسايت درست کنه که هر کی می خواد دعوت کنه بره آنلاين رزرو کنه و وقتای پرمونو ببينه.

- چند روزه که اينجا مثل اسب داره بارون مياد (چند > ۲۰). داشتم با سرعت جلوی يکی از مالها رانندگی می کردم که يهو يه پيرزنی رو تو پياده رو ديدم. به خاطر اينکه خيسش نکنم سريع ترمز کردم که با ترمز من کلی آب ريخت روش. در حالی که داشت يه چيزايی می گفت تصميم گرفتم که دوباره حرکت کنم که با حرکت کردنم هم دوباره کلی ديگه آب ريخت روش. ديگه تو آينه نگاه نکردم ببينم چقدر فحش خوردم. اينم مثلا اومديم کار خوب انجام بديم.

- ديروز اين دختر آمريکاييه تو لبمون ميگه برو USF اپلای کن، bitchهای خوبی اونجا هست. اول فکر می کردم ميگه beach اما بعدش که توضيح داد ديدم که منظورش همون کلمه ی اول بوده. خلاصه نميدونم چطوری به اين نتيجه رسيده که من به اين موضوع خيلی علاقه مندم. البته با اون حالتی که من جوابشو دادم به اين نتيجه رسيده که گيم.

/ 3 نظر / 2 بازدید
پرگلك

آقا ما نوشته های شما را بسيار تا بسيار دوست می داريم !!!

tarafdar az Ottawa

گذاشتی هروقت جايی دعوت شدی بيای آپديت کنی؟

Daily Memoir

نصیحت اون دختر آمریکاییه واسه سال دیگهء من به درد می خوره! (;