- یکی از هیجانهای چند روز گذشته م آموزش رانندگی بوده. کلا با رانندگی دخترها مشکل دارم و تمام دخترهایی که توی آتلانتا میشناسم حداقل یک بار ماشیناشون رو توتال کردن و یا تصادف خیلی ناجور داشتن. حالا تصور کنین که به یکیشون بخواهید آموزش رانندگی بدید. البته در مجموع خوب بود و فقط ٣-۴ بار چراغ قرمز رد کردیم و چند تا stop sign و یکی دو بار هم ماشین جلویی داشت توتال میشد. قابل توجه کاناداییها که امتحان رانندگیشون یک ساعت طول می کشه و توی همه چی تست میشن، اینکه این دوست گرامی بار اول گواهینامه گرفت. احتمالا می تونین حدس بزنین که رانندگی توی آتلانتا چطوریه. یک تجربه هم که کسب کردم این بود که اگه جونتون رو دوست دارید به دخترها موقع رانندگی خبر ناگهانی نگید.

- امروز اطلاع حاصل شد که خونه ی بعدیمون روبروی قبرستونه. اعصاب هر چی رو داشته باشیم دیگه حوصله ی سر و کله زدن با جن و روح و این چیزا رو نداریم.

- یکی از بچه ها هست که هیکلش ۵ برابر منه و از اول تابستون داره روزی چند ساعت ورزش سنگین می کنه ولی هیچ تغییر محسوسی توش مشاهده نمیشه. با مشورتی که با سایر دوستان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که با خیال راحت هفته ای چند بار چلوکبابمون رو بخوریم چون ورزش و این چیزا که فایده ای نداره.

/ 2 نظر / 10 بازدید
zahra

manam begam che khabari dadiiiiiiiiiiiii?????????[شوخی][نیشخند]

Tina

Hoy; in harfA ro mizani ke bA rAnandegi e dokhtarA moshkel dAri kheili barAt geroon tamoom she hAlA in khat inam neshoon; khoobe ke az detail e tasAdof e man khabar dAri o midooni taghsire panchari e lAstik boode na man; mage dastam behet narese