- نمیدونم چرا این آدمهای خل و چل هر موقع منو می بینن یه گیری بهم میدن و اگر ١٠٠٠ نفر دیگه هم اونجا باشن صاف میان طرف من. رفته بودیم لاس وگاس توی مونوریل نشسته بودیم که یه زنه که سر و وضعش هم بد نبود اومد کنار من نشست و گفت می خواد با من عکس بگیره. بعد از اینکه عکس گرفت گفت شوهرش مرده اگه باهاش ازدواج کنم ارثش رو ۵٠-۵٠ تقسیم می کنه. نمی دونم این شانس بود یا بدشانسی. هر چی بود دیگه از دست رفت.

- خیابونهای لاس وگاس دست کمی از خیابون شریف نداره. کلی آشنا دیدیم اونجا. مثلا یکی از بچه ها رو که از سال دوم دانشگاه به بعد ندیده بودم، اونجا دیدم یا یکی از بچه های دوران راهنماییمونو که هم دانشگاهی بودیم توی ایران ولی همدیگرو هیچوقت توی دانشگاه ندیده بودیم. البته اگر اون منو نمیشناخت، من عمرا نمیشناختمش. خلاصه علاوه بر اون کلی آشنایی که دیدیم، احتمالا خیلی ها هم آشنا بودن که من قیافه شون رو دیدم و نشناختم. 

- اگر دلتون هم برای خر تو خریهای ایران تنگ شده و حسابی میس می کنید، می تونین یکی از کنسرتهای ایرانیی که توی لاس وگاس هست رو برید.

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
زهرا

rooooooooooooooooooooooozbex Az dassssssssssssssst dadi nayniiiiiiiiiiiiiiii??? be hamin rahati??????????????? [عصبانی][عصبانی][عصبانی] aslan chera bahsh aks gerftiiiii????????[شوخی][چشمک][نیشخند]

روزبه

خب طرفدارا می خوان باهام عکس بگیرن [خنده]

pouya

maa ham shomaro miss u kardim...kabab kei bezanim?

پویا

رفتم فکر کردم دیدم خانومه حسابی حق داشته تو خیلی جذابی :*

آروم

میگما ماشالله حافظه!!!! همکلاسی دوران راهنمایی؟؟؟؟ [چشمک]