- امروز کلی همت نمودم و رفتم گواهینامه گرفتم. کلا خیلی راحت بود. دیروز عصر اراده کردم که برم امتحان بدم، امروز ساعت ۱۰ گواهینامه داشتم. حالا فهمیدم چرا مردم اینجا مثل اسب رانندگی می کنن. خلاصه اینکه تنها بدیش این بود که گواهینامه ی ایرانم رو گرفتن و دیگه پس ندادن. فکر نمی کنم برای هیچ مدرکی تو ایران اینقدر دوندگی کرده باشم. به مسوول اونجا گفتم که دیگه نمی تونم تو کشورم رانندگی کنم. گفت هر موقع برگشتی کشورت، گواهینامه ی ما رو بده تا دوباره بهت گواهینامه ی کشور خودت رو بدن. مثلا تصور کنید من باید ۶-۷ سال دیگه برم شهرک آزمایش و به یارو گواهینامه ی جرجیا رو نشون بدم و بگم گواهینامه می خوام. 

- این ترم یکی دو تا دختر به گروهمون اضافه شدن و توی جلسات هفتگی لبمون شرکت می کنن. مطابق معمول توی یکی از جلسه ها استاد گرامی حرف بی تربیتی زد. البته این بار قرمز شد و فکر کردم خجالت کشیده و می خواد حرفشو اصلاح کنه. اما رو به دخترا کرد و گفت مخاطب این حرفم پسرای گروه بودن.

- از اونجایی که یکی از دوستان وبلاگمو جز وبلاگهای فاشیستی رادیکال طبقه بندی کرده، دیگه در این مکان مطابق میل طرفدارها پست می شود.

/ 1 نظر / 4 بازدید
jsam

vaa ! gavahiname ye iranet o vas chi gereftan? inja ke kasi az in kara nemkoneh. sooti dadi? ya sooti dadan?