جای همه ی دوستان خالی بود. مسافرت خیلی خوش گذشت. جایی که گرفته بودیم خیلی باحال بود و خیلی بیشتر از اون پولی که می دادیم می ارزید. یه خونه بود با همه ی امکانات و view دریاچه و کوه و برف و ... داشت و کلا جای خوبی بود. یکی دیگه از منظره هاش هم یه خانمه بود که تو اون سرما صبحها ورزش می کرد. ۷۰ مایلی غرب Denver بود (کم کم دارم یه حسی نسبت به مایل و فارنهایت پیدا می کنم) البته بماند که ۴ ساعت تو راه بودیم که جاش رو پیدا کنیم. صبحها رو می رفتیم اسکی و شبها هم به خاطر سرما کار دیگه ای نمی تونستیم انجام بدیم. البته من یه روز تنبلی کردم و رفتم Denver که چلوکباب بخوریم. البته نیت چلوکباب نبود اما خب چلوکبابی هم رفتیم. تقریبا همه ی منظره ها هم شبیه نقاشیهای South Park بود. روزی که از آتلانتا می خواستم برم، هوا به شدت گرم بود و به خاطر هوای Denver یه پلیور پوشیده بودم که به دلیل پختن تقریبا رو به موت بودم. فکر کنم نیازی نیست که بگم که کی کنارم نشست تو هواپیما. فقط وقتی پیرزنه اومد بشینه، من صورتمو چسبونده بودم به شیشه که خنده ی من رو نبینه. پروازمو طوری تنظیم کرده بودم که با بچه ها که از شیکاگو می اومدن همزمان برسم. اما دوستان گرامی به دلیل خوردن چلوکباب به پروازشون نرسیدن. البته خوشبختانه پرواز من هم تاخیر داشت و به پرواز دومم نرسیدم. خلاصه اینکه ظاهرا خود هواپیماییها تنظیم کردن که ما با هم برسیم. در ضمن خیلی هم خوش شانس بودیم چون یک روز بعد از برگشتن ما به دلیل برف و طوفان فرودگاه Denver به مدت سه روز تعطیل شده بود. این هم از گزارش سفر. متاسفانه هنوز عکسی دریافت نشده که اینجا بذارم. اگر به دنبال جا برای تعطیلات زمستونی می گردین، دنور رو هم جز انتخاباتون داشته باشین.

/ 2 نظر / 4 بازدید
پويا

سلام روزبه. فردا ميريم ويستلر پوز دنور تون رو ميزنيم ! تازه اونجا بيشتر از يک خانوم هم داره !

روزبه

کانادا مگه پيست اسکی هم داره؟