- امروز با یه آمریکایی آشنا شدم که از من بهتر فارسی حرف می زد. ازش پرسیدم که چطوری فارسی یاد گرفته. گفت تو لس انجلس مدرسه بری اینطوری میشی. کلی جک رشتی و ترکی هم بلد بود. تقریبا همه ی آهنگها رو متوجه میشد. خلاصه خیلی کارش درست بود.

- یه دختری هست توی دانشکده مون که خیلی شبیه یکی از دوستهامه. اما از اونجایی که مریم گفته دخترا هیچکدومشون شبیه هم نیستن، نمی تونم اسمشون رو بگم.

- بلیت گرفتن برای مسابقه های بسکتبال اینجا خیلی باحاله. توی کانادا که خر تو خر بود تا حدی که یه بار با کارت دانشجویی ایرانی برای یکی از بچه ها (پیام) تخفیف گرفتیم. اینجا اینطوریه که یک هفته قبل از بازی باید آنلاین درخواست داد. هر بازیی رو که برید نگاه کنید، کارت دانشجویی رو چک می کنن و ۲ پوئن برای loyal بودن می گیرین. اگر هم بلیت بگیرین و نرین چند امتیاز از دست میدین. خلاصه اینکه کسایی که خیلی فن لویالی هستن، موقع بلیت گرفتن همیشه توی اولویتن و اونهایی که امتیازشون کمه معمولا بلیت گیرشون نمیاد.

- احساس می کنم پاییز و زمستون اینجا تموم شد دیگه. دیروز با آستین کوتاه رفتم بیرون. من برف می خوام 20.gif

/ 4 نظر / 4 بازدید
مهدی

ببينم هردوی اين دخترا که اسمشون رو نگفتی کامپيوتر ساينسی هستن؟ کسی حمله نکنه، قصد خاصی نداشتم. در ضمن کوفت و آستين‌کوتاه. فکر نمی‌کنی من حسوديم می‌شه؟

مهدی

راستی ن. اومده بود کباب نايت؟‌

مريم

باريکلا روزبه . هر وقت اين فکرای بد به ذهنت می رسه دو آيه قران بخون يا دو رکعت نماز تا هميشه تو صراط مستقيم بمونی برعکس فاميلتون!

پیام

آره یادش بخیر تازه اون خانومه هم که بلیط می داد ، خانوم خوبی بود ;) راستی از خانوم یاس چه خبر ?