- یک سری از دوستهای ونکووری دور هم جمع شدن و یک رادیو درست کردن. بعضی از برنامه هاشون جالبه. برنامه های ضبط شده شون رو اینجا می تونین ببینین. یک فیلم هم از پشت صحنه درست کردن که با حاله. البته برنامه هاشون do not represent my view. (پویا این هم تبلیغ برای تو. نمیدونم اینجا رو میخونی یا نه اما ۱۰۰۰ دلار آمریکا میشه خرجت).
- توی ساختمونی که کار می کنیم هوا خیلی سرده و معمولا من و یا یکی از هم لبیها پاشنه ی در اتاق مدیر ساختمون رو از جا کندیم که یکی رو بفرسته درستش کنه. هر دفعه هم به یک بهانه ای انجام نمیدن. فکر کنم پارسال هم یک پست راجع به این موضوع کرده بودم. یکی از استادها یک منشی خوشگل استخدام کرده و جای جدیدی که کار می کنم نزدیک اتاق این منشی جدیدست. خلاصه اینکه خانم سردشون شده بود و رفته بودن به مدیر ساختمون گفته بودن که هوا سرده. از اون لحظه ای که این رو گفته به مدیر ساختمون، ۵۰ نفر اومدن که ایرکاندیشنر رو درست کنن. ظاهرا قراره یک خرج عظیم بکنن که مشکل رو برطرف کنن. چشم و ابرومون هم خوشگل نشده که حداقل یکی به حرف ما گوش کنه.
- یک میتینگی اینجا بود راجع به آینده ی برنامه ی فضایی آمریکا. از اونجایی که یه مقدار به رباتیک ربط داشت و می خواستم یه سری آدم بیزینسی ببینم و از اونجایی که ۹۰ درصد دوستهای اینجا هم هوا فضایی و مکانیکین و همه ش از این جور حرفها میزنن، رفتم که ببینم چه خبره. به این نتیجه رسیدم یا من خیلی پرتم یا اون آدمهایی که اومده بودن توی میتینگ دیوانه ان. مثلا یکی بود اونجا که یک شرکت داشت که کل کاری که می کرد این بود که برای زندگی روی مریخ تبلیغ می کرد. به نظر من که احتمال ورشکست نشدن این شرکت زیر ۲ درصده. البته به قول یکی از بچه ها دلیل موفقیت آمریکا همین ریسک پذیریشونه وگرنه علم همه جای دنیا هست.

/ 1 نظر / 9 بازدید