- چند روز پیش رفته بودم که بازی بسکتبال تیم دانشگاهمون با تیم Saint Francis University رو نگاه کنم. یکی از رسومات دیدن بازی از جایگاه دانشجوها (جایی که فن های دو آتیشه میشینن و بدترین جای سالن یعنی پشت حلقه هاست) اینه که لباس رنگ تیم رو (زرد یا سورمه ای) بپوشیم. من هم یه کاپشن سورمه ای دارم که از SFU خریدم و معمولا اون رو می پوشم. خلاصه اینکه اسکوربرد ورزشگاه من رو نشون داد و در حالیکه نیشم باز بود، سر و صدای ملت بلند شد. بعدا از داد و بیداد های دور و وریهام فهمیدم که مخفف تیم حریف هم SFU میشه و کلی ضایع شدم. تصمیم گرفتم برم یه لباس دانشگاه رو بخرم که دیگه مشکل لباسی نداشته باشم. تعجب کرده بودم که از بین این همه دختر خوشگل و سوژه های مختلف چرا من رو داره نشون میده. البته خیلی شانس آوردم که بازی ناموسی نبود و گرنه فحش می خوردم و هو میشدم. بازی با تیمهای University of Georgia، بازی ناموسی حساب میشه و رقابت تقریبا از ۱۰۰ سال قبل شروع شده. کلی آهنگ بر ضد همدیگه ساختن که توی بازیها می خونن. بچه های دانشگاه ما از خودکار قرمز استفاده نمی کنن چون رنگ تیمهای اونا قرمزه و اونها هم سس خردل نمی خورن چون زرده. یا مثلا توی همین بازی قبلی که رفته بودم، گوینده ی ورزشگاه اعلام کرد که تیم اون دانشگاه از یه تیم دیگه عقب افتاده و همین کافی بود که سالن رو منفجر کنه. فکر کنم اگه می گفتن نفری ۵۰۰۰ دلار جایزه بردین هم اینقدر خوشحال نمی شدن.

- دیروز آخرین روزی بود که می تونستم بدون هیچ مشکلی دوباره برگردم کانادا ولی دیگه امروز رسما از کانادایی بودن استعفا دادم.

- این تعطیلات کریسمس امسال غیر از اون چند روز اولش که رفتم مسافرت، خیلی خسته کننده بود و تمام فعالیتهام به خوردن و تلویزیونهای ایران رو دیدن محدود میشد. البته فرصت خوبی بود که رستورانهای اینجا رو شناسایی کنم تا این حد که مثلا KFC حلال هم پیدا کردم. البته با این کارهایی که برای خودم درست کردم فکر کنم ترم آینده فرصت سر خاروندن هم نداشته باشم و آرزو کنم که برگردم به همین روزهای علافی.

/ 0 نظر / 4 بازدید