- این ترم با یه استاد جوون چینی درس دارم که niceترین چینییه که تا حالا دیدم و هر چی تو کلاس بهش میگیم قبول می کنه مثلا تاریخ میانترم رو تا حالا ۳ بار عوض کرده. قیافه ی خیلی باحالی هم داره و شبیه این بچه چینی های خنگه که موی سیخ سیخ دارن. بعد از کلاس بچه ها ایستاده بودن و ازش سوال می پرسیدن. این یک محاوره ی کوتاه جدی بین یکی از دانشجوها و استاد بود:

دانشجو: where did 'u' come from? ( یکی از متغیرهای یک معادله بود u)

استاد: I am from China.

- دو تا از بچه های لبمون هستن که دارن سعی می کنن که کلمات انگلیسیی که تو دیکشنریها پیدا نمیشه رو به من یاد بدن و در عوض من هم بهشون فرهنگ و کلمات فارسی یاد بدم. البته از کلیه ی کلاسهای آموزشیی که براشون برگزار کردم، فقط سلام، چطوری، خوبم (با تلفظ صحیح خ) و اینکه دخترهای ایرانی چطوری می رقصن رو یاد گرفتن. کلمه ای که امروز یاد گرفتم و حیفم اومد که این اطلاعات ارزشمند رو در اختیار شما قرار ندم، steamer بود. این کلمه به معنای huge steamy warm poo می باشد. در ضمن اسم یکی از ساندویچ های یکی از ساندویچ فروشیهای نزدیک دانشگاه steamer می باشد که البته وجه تسمیه ش فرق می کنه.

- ظاهرا این کره ای ها یه رسمی دارن که اگه بچه شون از موقعی که به دنیا میاد تا ۱۰۰ روز مریض نشه (یا یه چیزی تو این مایه ها)، جشن می گیرن و شیرینی میدن. امروز هم یکی از بچه های لب بغلی به این مناسبت شیرینی آورده بود. البته به علت سابقه در بالا آوردن غذاهای asian از خوردن هر گونه شیرینی خودداری کردم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
Ava

Up kon blog'eto dige montazerim!

محمد امین

سلام بهروز جان مطالب بسیار شیریین و دل نشینت رو خوندم امید وارم روزی بعد از تحصیلاتت بتونی به ایران خدمت کنی و آدم بزرگی بشی به امید دیدار یا حق خدایی که شکست خورد