- يکی دو هفته ی آينده، درس و تز و سوپروايزر رو قراره دودر کنم و برم مسافرت. اگر تونستم و وقت داشتم يه سفرنامه ی تصويری به سبک علی خوشگذ اينجا می نويسم. فردا که ميرم ويکتوريا. هر چند اولين تجربه ی ارايه تو يه کنفرانسه ولی استرس و اين چيزا ندارم. فقط از تنها چيزی که ميترسم اينه که يکی از اين چينيهای گرامی با لهجه ی رساش يه چيزی از من بپرسه و من نفهمم چی ميگه و ضايع بشم. در ضمن خفن ترين آدمی هم که تو فيلد ما کار می کنه قراره بياد تو کنفرانس و حرف زدن در مقابل اون هم خطرناکه. بعد از ويکتوريا هم ميرم مانتريال و تورنتو رو ببينم و اينکه ببينم به درد زندگی کردن می خورن يا داهات خودمون بهتره. البته نديده مطمئنم که تورونتو رو به همه ی شهرهای کانادا ترجيح ميدم. شهرهای وسط کانادا رو هم که بايد گل گرفت. بيابون به معنای واقعی هستن و هيچی توشون پيدا نميشه. اميدوارم بعد از مسافرت بتونم اين تزه رو تموم کنم و فوق ليسانسه تموم بشه.

- از کليه کسانی که اينجا رو می خونن عاجزانه تقاضا دارم که دعا کنن که کليرنس من به موقع بياد وگرنه همونطور که ديديد اين جيثم و مونا دهن منو صاف خواهند کرد.

- راستی اين دوشنبه من و مهدی نيستيم. لطفا يکی بره از آقای پيتزا هات (که چند روز پيش جريانش رو نوشتم) پيتزاهای ما رو بگيره که يه دفعه فکر نکنه ما جا زديم يا کم آورديم و ...

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
mona

ا.. می خواين تشريف بيارين مونترال.. کی به سلامتی؟ شما تشريف بيارين اگه زنده برگشتی هم :ييييييييييييييي