- بالاخره به جای جدید نقل مکان نمودم. البته به دلیل احساس پهلوانی تنهایی اقدام به جا به جا کردن میز و تخت و ... کردم که کار به فیزیوتراپی دانشگاه کشیده شد. همسایه های اینجا آدمهای باحالی هستن و تا حالا چند تا شون رو دیدم و کلی سلام و احوالپرسی کردن. روز اسباب کشی هم هر کی می دید کلی کمک می کرد. تنها مشکل بزرگ اینجا همسایگی با این چینیهای خفیف الزندگیست که بوشون به داخل خونه ی من هم سرایت کرده. امروز کلی وسیله ی خوشبو کننده خریدم که مقداری از بوشون کاسته بشه. جایی که بهم دادن بد نیست کلا. طبقه ی هفتم و منظره اش هم چند تا ساختمون بلند توی داون تاونه. در ضمن شماره تلفنم هم عوض شده که روی هوم پیجم گذاشتم.

- یکی از کاناداییهای گرامی عازم اینجاست. خلاصه اینکه هفته ی دیگه مهمون دارم و باید یه جوری توی این شهر که هیچی توش پیدا نمیشه سرگرمش کنم. فعلا برنامه های تفریحیی از قبیل کلاس سوپروایزرم، آکواریوم (بزرگترین آکواریوم آمریکا) و بازدید از استودیو های خبری CNN در نظر گرفته شده. یک چیزی راجع به کانادا یادم اومد. کلا هر چیزی رو توی کانادا ببینین بسته به ماهیتش میگن که این بزرگترین، بهترین، درازترین و ... توی دنیاست. به عنوان مثال میگن آکواریوم ونکوور بزرگترین آکواریوم دنیاست، بعدا که تحقیق کنین می بینین توی آکواریوم هایی که ۳ تا کوسه دارن و ۴ تا ماهی آبی، مال ونکوور تو دنیا از همه بزرگتره. یا مثلا برج تورونتو و مونتریال و ...

- یه جک باحال هم یکی از بچه ها فرستاده بود. توی یکی از شهرهای ایران می بینن که هیچ کس با ۱۱۰ تماس نمی گیره. تحقیق که می کنن می بینن مردمش کلید ۱۱ رو روی صفحه ی تلفن پیدا نمی کنن.

/ 0 نظر / 3 بازدید