- همونطور که گفتم تورونتو شهر خيلی خوبيه. شب با احسان و حامد و خانمش (مهيا) رفتيم بيرون. اول به يکی از محله های زيبای تورونتو رفتيم که زياد با خونشون فاصله نداشت و نسوان محترمه در خيابون مشغول خدمت رسوندن به مردم شريف تورونتو و کسب درآمد بودن. البته عزيزان محترم گیی هم حضور داشتن ولی چون من و احسان با هم بودیم کسی نگاه چپ بهمون نکرد.

- ظاهرا اين اخبار وسواسی بودن من به اقصی نقاط دنيا رسيده. ديروز برای اولين بار بود که مهيا رو می ديدم ولی موقع چای ريختن بهم گفت که ليوانامون تميزه و دستامو هم شستم. امروز هم که مامان پيمان بهم گفت که چند ماه يه بار بيا پيش پيمان و رضا. پرسيدم چرا. گفت که به خاطر تو اتاقاشونو مرتب می کنن. خلاصه اينکه کلی خجالت کشيدم 08.gif

- امروز واترلو بودم. شهر niceيه. يه شهر جمع و جور با محيط دانشگاهی. ماشاا... تعداد ايرانيها هم دست کمی از دانشگاه خودمون نداره. شايد حتی تعداد دانشجوهای گرد ايرانيشون خيلی بيشتر از ما باشه. خلاصه کلی از دوستهای قديمی رو ديدم. در ضمن دنسيتی دختر خوشگل (تعداد دختر خوشگل تقسيم بر مساحت شهر) هم بالاست.

- يک سری خبرهای جديد در مورد ازدواجهای آتی و committed شدن و ... در طول سفر کسب شد که به دليل مسايل امنيتی از گفتن اونها در وبلاگ معذورم.

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
Payam

هی داشتم فکر ميکردم چرا تعداد دانشجوهای گرد اونجا برات مهمه بعد فهميدم منظورت Grad بوده D:

مهدی مصطفوی

می‌بينی پيام ما ان‌ال‌پی ها چه کار سختی پيش رو داريم. چطوری بايد به کامپيوتر بفهمونيم منظورش از گرد چيه.

روزبه

:)))))))))))))))))

Payam

مهدی جون شما ان ال پی ايها که ديگه کاری براتون نمونده، مساله‌تون حل شده رفته... ببين ما ويژنيها چی بايد بکشيم که يکيو که مبينيم بگيم چه جور گرديه!

مهدی مصطفوی

خ---------------‌‌‌‌‌ذ اين مثلا «او دش بي» بود نمی دونم چرا اينجوری شد.