امروز برای اينکه از گرسنگی تلف نشم، مجبور شدم برم يه فروشگاه برای خريد. من ديگه غلط بکنم ۱۲ تا نوشابه با هم بخرم. دستام به شدت درد گرفته. حتی نميتونم درست تایپ کنم. خوشبختانه توی راه دو تا از دختر خارجيهای خوابگاهمون رو ديدم و بهم کمک کردن. خدا خيرشون بده.

/ 4 نظر / 3 بازدید
پیام

راگبی هم ميخوای با کمک دخترهای همسايه بازی کنی؟

مونا

بابا ...... اينجا از اين عرضه ها از خودتون نشون نمی دادين.... ببين اين مهران هيز اونجا داره چی کار می کنه..

فراز

جای جيسم خالی نوشابه ها سهله فک کنم حوری پری ها رو هم بغل می کرد ميآورد تو خوابگاه!

pooyaM

سلام من واقعاً از مطالعه وب لاگ شما خوشحالم ديد شما و قلمتان يه چيز ديگه است خوشحال ميشم به ما هم سر بزنيد.