- توی خبر هایی که راجع به سخنرانی احمدی نژاد خوندم، این از همه باحالتر بود:

Dozens stood near the lecture hall where Ahmadinejad was scheduled to speak, linking arms and singing traditional Jewish folk songs about peace and brotherhood, while nearby a two-person band played "You Are My Sunshine.

اگر اونجا بودم حتما به اون دو نفر ملحق می شدم 21.gif

- امروز برای یه talk رفته بودم دانشکده ی هوا فضا. استاداشون خیلی باحال بودن. میانگین سنیشون روی ۸۰ بود فکر کنم که البته دو تا استاد جوونی که ظاهرا تازه استخدام شده بودن میانگین رو پایین آورده بودن. خلاصه اینکه یکی از این پیرمردا خودشو معرفی کرد و گفت من بنزینم (Ben Zinn). از شدت خنده فقط سرم رو رو به پایین گرفته بودم که کسی صورتم رو نبینه. فکر کنم اگه می فهمیدن که کامپیوتریم و اومدم اونجا دارم بهشون می خندم، پرتم می کردن بیرون.

- پارسال که می رفتم مسابقات بسکتبال دانشگاه، یه پسره بود که معمولا توی ردیفی که می نشستم، می نشست و از اول تا آخر بازی فحش خواهر مادر می داد و بالا پایین می پرید. امروز رفته بودم یه جایی غذا بخورم دیدم همون پسره اومده با کت و شلوار و کراوات و موبایل و دو سه نفر هم همراهش بودن که از طرز برخورد و حرف زدنش معلوم بود که زیردستش هستن. ظاهرا فارغ التحصیل شده بود و رفته بود سر کار. کلی به حال آمریکاییها افسوس خوردم که کاراشونو به چه مدیرایی میدن.

/ 0 نظر / 6 بازدید