- چند روز پیش یکی از هم دبیرستانیهای استادمون اومده بود آتلانتا و با هم رفته بودیم توی یک زمین فوتبال که موقع تمرین یکی از تیمها یه سری تست انجام بدیم. البته ربطی به کار من نداره این چیزا و رفته بودم به یکی از بچه ها که برای تز دکتراش داره داده جمع می کنه، کمک کنم. اون دوست استاد هم رییس یک بخش از شرکتیه که با espn و fox و ... قرارداد داره و کارهای جلوه های ویژه ی مسابقات ورزشی مثل خط زرد فوتبال آمریکایی و چرخوندن اتوماتیک دوربینها موقع مسابقه و ... رو انجام میدن. نکته ی جالبش اینجا بود که اونم مثل استاد گرامی نازک تر از shit چیزی رو زبونش نمیومد. اینها فکر کنم تو دبیرستانشون مشکلات تربیتی داشتن. حالا دوست استاد قراره به قول خودش یک سری عکس incriminating از استادمون برامون بفرسته.

- یکی از بچه های کره ای لبمون گفت که داره میره یک فروشگاه بزرگ کره ای و من هم چون کاری نداشتم گفتم برم ببینم چطوری سگ و قورباغه رو بسته بندی شده میفروشن. خلاصه اینکه مجبور شدیم اونجا شام هم بخوریم. دیگه واقعا توبه کردم که غذای آسیایی نمی خورم. برای اینکه دلش نشکنه و ماشینش هم کثیف نشه تو راه برگشت خیلی خودمو کنترل کردم که بالا نیارم و فقط به جوجه کباب و کباب کوبیده و چیزای خوب فکر می کردم که فکرم از اون به اصطلاح غذاهه منحرف بشه. اما دیگه تا رسیدم خونه نتونستم خودمو کنترل کنم و از دیشب تا حالا مشغول تمیز کردن خونه و فحش دادن به خودم هستم. در ضمن یک بار دیگه هم از تصور شکل و بوی غذا حالم بهم خورد و دیگه می خواستم زنگ بزنم ۹۱۱. من هم باید مثل این آمریکایی ها بدون تعارف بگم از این غذاها خوشم نمیاد و جالب اینجاست که خودشون فکر می کنن غذاشون خیلی خوشمزه است.

/ 5 نظر / 4 بازدید
حميد

جالب تر اينكه وقتي به اين جيني ها ميكيم دلتون براي جي خونتون تنك شده ميكن براي غداهاش!

الهام

مثل ما که فکر می کنیم قرمه سبزی مون خیلی خوشمزه است. واسه یه آمریکایی درست کن ببین جی میشه:)

سمیرا

می شه توصیف کنی غذاهه رو که از چی درست شده بود و اینا؟

روزبه

مرغ سوخاری که به جای آرد سوخاری بهش پودر کپک زده باشن و رنگش مخلوطی از زرد و سبز باشه و توی يه چيزی مثل مخلوط روغن و عسل با مزه ی افتضاح غوطه ور باشه. متاسفانه بوی افتضاحش رو نمی تونم توصيف کنم. از بوی دستشوييهای بين راهی ايران مطمئنا بدتر بود. نهایت مزه ی خامی مرغ رو هم می تونستین احساس کنین.

سمیرا