- قابل توجه آقای جيثم که ويزا گرفتم بالاخره. برو يه فکری به حال خودت بکن که سفارت کانادا حتی وقت مصاحبه هم بهت نميده ديگه چه برسه به ويزا. ظاهرا شماره تلفن مهران کار خودشو کرد. شمارشو نوشتم تو اپليکشنم شايد يه ذره شانس بيارم، البته آدرس جيثم هم بود توی اپليکشنم که به اندازه ی کافی بدشانسی مياره. خلاصه وقتی نوبتم شد رفتم اونجا و به اندازه ی يک کتاب مدرک ريختم جلوی آقاهه. نامه ی سوپروايزرم خيلی خفن بود به طوريکه خودم خجالت می کشيدم دو بار بخونمش اينقدر خوب نوشته بود. بعد از خوندن نامه، آقاهه به ته هر جمله ش يه sir هم اضافه می کرد. يکی از سوالاش هم اين بود که بابات کجا کار می کنه من هم گفتم Iran. بعد در حالی که چشماش داشت از حدقه بيرون ميومد گفت: Iraq؟ من هم تمام تلفظهای مختلف Iran رو بهش گفتم تا بالاخره فهميد. خلاصه بعد از اينکه ۳ بار پاسپورتمو از اول تا آخر خوند و ۲۰ دقيقه گشت که ببينه دفعه ی قبل چرا ريجکت شدم، با کلی اکراه ويزا داد. خلاصه به اين نتيجه رسيدم که آدم هر چی خنگتر باشه موقع مصاحبه بهتره.

- جديدا کشف کردم که علاقه ی خوزستانيها به عينک Rayban يه چيز غريزیه. چند روز پيش رفته بودم تو يه مغازه ی عينک فروشی، بدون اينکه به مارک عينکها توجهی کنم داشتم عينکها رو نگاه می کردم. احساس کردم که بی اختيار دارم کشيده ميشم به سمت يه سری عينک. بعدا که مارکشون رو ديدم فهميدم Raybanن. خلاصه بيخودی جک درست نکنين.

- اين ماجرای TA شدن من خيلی باحاله. وقتی پذيرش گرفتم استاده گفت من پول ندارم اما بيای اينجا می تونی TA بشی. ترم اول گفتن دير اومدی. ترم دوم يه استاده قول داد اما بعدا دودر کرد. ترم سوم TA شدم اما کلاس به حد نصاب نرسيد. ترم چهارم fellowship گرفتم و طبق قوانين دانشگاه ديگه نميشد TA بشم . ترم پنجم سوپروايزر نداشتم که فرمهای اپليکيشن TA رو امضا کنه. ترم ششم، TA شدم و قرارداد رو هم امضا کردم اما فرداش ميل زدن گفتن ببخشيد اشتباه شده، يه نفر ديگه قرار بوده که TA بشه. البته رفتم نصف دانشکده رو بهم ريختم اما فايده نداشت.

/ 10 نظر / 8 بازدید
مهدی

البته من توی خبرای امروز خوندم که بن لادن يه سری نيروی جديد از اهواز جمع کرده که اسم نصفشون تقی يه و فاميل نصف ديگشون متقی. ظاهرا هدف حمله هم اون برج سوزنی توی سياتله. زمان حمله هم ۱۶ جولای هستش.

jsam

man bedoon e sharh in email haa ro inja copy paste mikonam, bashad ke melat e agah khodeshoon dozarishoon biofte che khabar boode ke to visa gerefti: From: Mayssam Sayyadian To: Roozbeh Mottaghi Date: Apr 9, 2005 - 4:08am Bia farzand: Mayssam Sayyadian 1014 W Main St Urbana, IL - 61801 USA Do'aye man badrageye rahet : ) :* > -----Original Message----- > From: Roozbeh Mottaghi [mailto:r_mottaghi@yahoo.com] > Sent: Friday, April 08, 2005 11:01 PM > To: Mayssam Sayadian > Subject: tel o address > > salaam, > chetori? > > telo addresseto mishe baraam befresti ke too > applicatione visam benevisam. albatte midoonam ke too > sefaarat mishnaasanet faghat jahate etminaan. > > fehlan =; >

jsam

roozbeh joon, midooni ke visa ye amrica ye marhale i dare be naam e clearance ! ke bayad maal e to ghabl e tarikh e mo'ayyani berese vagar na bad oss mishi. hala bazam boro ghod ghod kon, do'aaye kheyram o pas begiram hala?

mona

خئقشد شلث زمثشقثدزث ذثلهقه ئشلشق هدنث غث قشذفه ذث ئشد يشسافث ذشساث

mona

می گم عمرا اگه کليرنس بگيری..

روزبه

هه هه. از مادر زاده نشده کسی که بخواد کليرنس منو نده يا دير بده. تازه آقای سفارت گفت که مشکل خاصی نیست.

mona

هه هه می بينيم...

jsam

man delam be haalet misooze vase hamin kari be clearancet nadaram. vali misporam domi ke daravordi ro az moohaye saret ba dandoon too montreal bechinan !

mona

bebin in ke to visa nemigiri hich rabti nadare oon jsame khoshhal she.. oonma khodesho bokoshe omran besh visaye canada nemidan... to laaghal faghat clear nemishi :D hala age bachchheye khoobi bashi shayad ye zang bezanam sefarat sefaresheto bokonam :p

jsam

مونا تو در مورد کلیرنس صحبت نکن تا آبروت رو نبردم. روزبه تو هم ناراحت نباش ... بختت بزودی باز میشه ولی یه کم اولش درد داره. سرت رو هم زیاد بشور !